من از آن روز که در بند توام آزادم....
وقتی یکی برای دیگری خود را می شکند!
اشک از لبخند با ارزشتره ،چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزیم که نمی خوایم از دستش بدیم.
هزاران هزار بار قسم خوردم که نام تو را بر زبان نیاورم اما چه کنم که همان قسم هم نام تو بود!
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند،طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم.
دوست داشتم ولی تو گفتی بچه ای،این حرف تو خیلی بهم برخورد .رفتم تا بزرگ شوم ولی اونقدر بزرگ شدم که یادم رفت چرا دوست داشتم.
چقدر سخته گل آرزو تو تو باغچه دیگری دیدن و هزار بار در خود شکستن وزیر لب گفتن:گل من باغچه ی نومبارک!
بهم گفتی دوست دارم.گفتم چقدر؟گفتی از خودت تا خدا.اشک تو چشام جمع شد آخه یادم اومد که گفتی خدا از همه چیز به ما نزدیک تره.
معلم دو خط موازی روی تخته کشید،خط اول به خط دوم نگاه کرد و عاشقش شد،خط دوم به خط اول نگاه کرد و عاشقش شد ،آنگاه معلم فریاد زد دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند!
| Design By : Night Skin |


