![]() |
![]() |
|
| من از آن روز که در بند توام آزادم.... |
|
اگر به تو دل بستم به خاطر تو نبود بلکه عشق در وجودم شعله ور شده بود خواستم آزادش سازم که ناگهان تو جلویم سبز شدی نمی دانم...... شاید تقدیر این بود شاید تقدیر این بود که قلبم را با تمام عشقش بسپارم دست تو تا تو آن عشق سرکش را از بین ببری و آرامش کنی. من تورا دوست داشتم نه به خاطر خودت... به خاطر این که با وجود تو عشق درونم آرام میگرفت وتو می دانستی می دانستی که بدون تو من چه زجری می کشم ودرد بی درمانم تنها باوجود تو درمان می شود وبا همه ی این ها باز هم رفتی تورفتی و قلب پراز عشق مرا بردی ومن جای آن را بانفرت پر کردم با نفرت از همه چیزو همه کس با نفرت از دنیا و تو......
حال تو برگشتی و می خواهی قلب مرا پس دهی اما دیگر من قبول نمی کنم زیرا دیگر جای قلبم پرشده ونفرت تمام وجودم رو فرا گرفته.......
و این بار من می روم. پرستو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 11:53 توسط پرستو |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 تیر1387ساعت 18:12 توسط پرستو |
|
|
هرگز فراموش نمی کنم
سخنانی که از چشمان تو شنیدم می گویند چشمها هرگز دروغ نمی گویند اما من شیرین ترین دروغ ها را از چشمان تو شنیدم آن هنگام که می گفتند: دوستت دارم ... عشق چیزی نیست،جز بارانی از اشک، پشت یک لبخند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 تیر1387ساعت 18:8 توسط پرستو |
|
|
عشق زندگی است .عشق هرگز خطا نمی کند،وزندگی،تا زمانی که عشق هست به خطا نمی رود.در بنیان تمام مخلوقات عشق همچون عطیه ی برتر حاضر است .زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می رسد ،عشق می ماند.
پائولو کوئلیو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 12:11 توسط پرستو |
|
|
I wish that you could know how much i love you my heart would best 4 u .you `ve filled my life for me
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 تیر1387ساعت 19:13 توسط پرستو |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 تیر1387ساعت 14:58 توسط پرستو |
|
|
آب راعاشقانه دوست دارم
خاک را عاشقانه می بویم گل را عاشقانه ی بینم عشق را جاودانه می جویم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 خرداد1387ساعت 19:53 توسط پرستو |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 12:32 توسط پرستو |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 12:30 توسط پرستو |
|
|
گل اگر خار نداشت
دل اگربی غم بود اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود زندگی،عشق،اسارت ،قهر،آشتی همه بی معنا بود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 0:18 توسط پرستو |
|
|
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم،
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم .... کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را می توان از نگاهش خواند ...... اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد ........ ودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 23:42 توسط پرستو |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من....یک پرستو هستم...
یک پرستوی مهاجر..... با یک هجرت طولانی.... و شاید آخرین آنها! |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد عاشقانه اس ام اس های عاشقانه دکتر علی شریعتی فریدون مشیری ***اشعار ....*** نکات آموزنده |
|
RSS
|