![]() |
![]() |
|
| من از آن روز که در بند توام آزادم.... |
|
اگر به تو دل بستم به خاطر تو نبود بلکه عشق در وجودم شعله ور شده بود خواستم آزادش سازم که ناگهان تو جلویم سبز شدی نمی دانم...... شاید تقدیر این بود شاید تقدیر این بود که قلبم را با تمام عشقش بسپارم دست تو تا تو آن عشق سرکش را از بین ببری و آرامش کنی. من تورا دوست داشتم نه به خاطر خودت... به خاطر این که با وجود تو عشق درونم آرام میگرفت وتو می دانستی می دانستی که بدون تو من چه زجری می کشم ودرد بی درمانم تنها باوجود تو درمان می شود وبا همه ی این ها باز هم رفتی تورفتی و قلب پراز عشق مرا بردی ومن جای آن را بانفرت پر کردم با نفرت از همه چیزو همه کس با نفرت از دنیا و تو......
حال تو برگشتی و می خواهی قلب مرا پس دهی اما دیگر من قبول نمی کنم زیرا دیگر جای قلبم پرشده ونفرت تمام وجودم رو فرا گرفته.......
و این بار من می روم. پرستو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 11:53 توسط پرستو |
|
|
سلااااااااااااااااااااااام!سلاااااااااااااااااااام!سلاااااااااااااااااااااااام!
حتما تعجب کردین که این وبلاگ بعد از 3 ماه توسط پرستو جان داره آپ می شه ! انقدر اتفاق توی این چند ماه افتاده که نمی دونم از کدومشون براتون بگم. اول اینکه تو این مدت چرا آپ نمی کردم دلیل اول اینکه طبق معمول مدرسه و درس و طراحی سوالات ریاضی و ...... دوم دلیل که برادر جانمان ADSLمان را به دلیل داشتن کر... زیاد قطع کردن و آخرین دلیل اینکه من این وبلاگم رو به امید بعضی چیزا و بعضی کسا زدم که دیگه الان برام ارزش ندارن. بگذریم..... فعلا تا می تونین از حضور من استفاده کنین..... عرضم به حضورتون که این بنده ی حقیری که می بینین الان پشت کامپیوتر نشسته و داره جون می کنه تا این متن رو تایپ کنه(این کیبرد ..... فارسی نداره و همه ی این چیزایی که داره تایپ می شه با استفاده از حس ششم خودمه)پس فردا امتحان زیست داره و در حال حاضر همه ی اعضای خانواده دارن بهش فحش پدر و مادر میدن که بچه تو کار و زندگی نداری نشستی پای کامپیوتر؟ دیگه بگم براتون که از 11 تا امتحان 3 تاش رو دادیم(فقط فقط 8 تا امتحان دیگه مونده) که از این 3 امتحان دینی رو من واقعا گل کاشتم!1 سوال 1.5 نمره ای خوشگل رو ول کردم و بقیه رو هم از نبوغ خودمان نوشتیم!و جالب این که جز اولین نفرات با اعتماد به نفس کامل ورقه م رو دادم! الان من کنار تلویزیون نشستم.....داره فلسطین رو نشون می ده .....خیلی دلم براشون می سوزه.... من واقعا نمی دونم اگه ما بشینیم اینجا و هی بگیم مرگ بر آمریکا...مرگ بر اسرائیل جه فایده ای داره؟....درسته که شاید یه نوع همدردی باشه ولی همه ی ما می دونیم که الان اونا به یک جیزی فراتر از این مدل همدردی نیاز دارن..... امروز می خوام یه شعراز فروغ براتون بذارم.شاعر دوست داشتنیه.خیلی راحت و بی پروا همه ی درد ها و خواسته هاش رو بیان می کنه.من که این شعرش رو دوست دارم،امیدوارم شمام خوشتون بیاد: = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = = بعدها مرگ من روزی فرا خواهد رسید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 دی1387ساعت 21:59 توسط پرستو |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من....یک پرستو هستم...
یک پرستوی مهاجر..... با یک هجرت طولانی.... و شاید آخرین آنها! |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
سهراب سپهری فروغ فرخزاد عاشقانه اس ام اس های عاشقانه دکتر علی شریعتی فریدون مشیری ***اشعار ....*** نکات آموزنده |
|
RSS
|